دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت
جهار مضراب همایون -اجرای کروه عارف-در کاست بیداد استاد شجریانhttp://www.meshkatian.ir/Music/AREF/CHAHARMEZRAB_HOMAYOUN.MP3
|
به یاد استاد مشکاتیان :
دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت جهار مضراب همایون -اجرای کروه عارف-در کاست بیداد استاد شجریانhttp://www.meshkatian.ir/Music/AREF/CHAHARMEZRAB_HOMAYOUN.MP3
+ نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 و ساعت
11:28 |
سی ام شهریور سالگرد خسرو سنتور ایران استاد پرویز مشکاتیان بوده.به نظر شما جایگاه مقبره ی ایشان میبایست در کدام قطعه در نظر گرفته می شد؟ قطعه مشاهیر یا مفاخر؟!
اگر بپذیریم که نقاشی یک هنر است و کمال الملک از مفاخر نیشابور و ایران پس استاد مشکاتیان چه جایگاهی دارد؟واقعا هنوز موسیقی جز هنر محسوب نمیشود ؟برای یک لحظه فیلم محمد(ص) را بدون موسیقی اعجاز آور آن تجسم کنید خواهید فهمید که موسیقی چیست و هنر کدام است و جایگاه هنرمندانی چون ایشان کجاست . + نوشته شده توسط عقیلی در شنبه هفدهم مهر 1389 و ساعت
9:7 |
از شاهکارهای زنده یاد مشکاتیان :چهارمضراب بیداد, که گروهی در پاریس به یاد استاد مشکاتیان این قطعه را می نوازند ...
دانلود کنسرت چهارمضراب بیداد در پاریس قطعه ی صوتی که نت آن در کتاب گل آیین موجود است : + نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه یازدهم مهر 1389 و ساعت
16:3 |
این کلیپ اجرای تصویری خزان اثر زنده یاد پرویز مشکاتیان که توسط آقای علیرضا جواهری اجرا شده است ...
به درخواست یکی از دوستان اجرای صوتی آن که از آلبوم مژده بهار هست را هم میذارم ... + نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه یازدهم مهر 1389 و ساعت
15:52 |
30 شهریور سالگرد وفات استاد پرویز مشکاتیان را به جامعه ی هنر تسلیت عرض می کنم ... به این مناسبت شنبه شب مراسمی بسیار با شکوهی با حضور استاد محمدرضا شجریان و محدرضا شفیعی کدکنی در تالار وحدت برگزار شد ...
تصنیف شیدایی را از اینجا دانلود کنید و برای شادی روح استاد یک فاتحه بخوانید روحش شاد و یادش گرامی + نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه یازدهم مهر 1389 و ساعت
15:9 |
مرمت قطعه ایست در اصفهان فا ساخته هنرمند گرامی آقای فرزاد میرزایی که توسط خانم غزاله تهرانی اجرا شده است.
غزاله تهرانی متولد اصفهان از ۱۳ سالگی نوازندگی سنتور را آغاز کرد. وی نزد آقای میرزایی و خانم آقایی به تلمذ پرداخت . شور و علاقه اش به موسیقی به حدی بوده که رشته دانشگاهی اش که کامپیوتر بوده را نیمه کاره رها کرده و وارد دانشگاه جامع علمی کاربردی میشود و رشته موسیقی را تحصیل می نماید. برای این هنرمند جوان و پر شور و اشتیاق آرزوی موفقیت می کنیم. + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت
9:18 |
ربّنا لا تُزِغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و هَب لنا مِن لَدُنک رحمةً انّک أنت الوهّاب/ آلعمران، ۸ پروردگارا! پس از آنکه ما را هدایت کردى، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى.
پروردگارا! به تو ایمان آوردیم؛ از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.
پروردگارا! از جانب خود به ما رحمتى ببخش و کار ما را برایمان به سامان رسان.
پروردگارا! بر [دلهاى] ما شکیبایى فرو ریز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى (( ربنا و معنی آن را گذاشتم برای آنانی که بدون توجه به معنی این دعا آن را با آن صدای ملکوتی از سرسفره افطار دریغ کردند.... )) جای بسی تاسف و تالم است که در کشوری چون ایران که آن را ایران اسلامی می دانند! این چنین بی حرمتی به علایق و سلایق مردم شود و آنهم در چنین ماه مبارکی آیا می شود حرف از ماه رمضان بشود و ربنای استاد شجریان در اذهان تداعی نگردد؟ گناه کسانی که به این عشق و بهانه افطار می کردند و امسال روزه نمی گیرند به پای چه کس نوشته خواهد شد؟ آیا دولت و وزارت ارشاد دلیل قانع کننده ای برای این امر دارند؟ مگر از هنر و هنرمند مظلومتر هم در این مملکت وجود دارد؟ و جالب تر از همه مطلبی است که سایت عصر ایران نوشته: خبرنگاران صداوسیما امروز با سوژهای جالب به خانه ملت روانه شدند. + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت
9:3 |
باز هم با در گذشت یکی از بزرگان عرصه هنر،تعریفها و تمجید ها در مورد خصوصیات شخصی و هنری او بالا میگیرد.با این که ممکن است به «مرده پرستی» متهم شوم و از این بابت مورد عتاب قرار گیرم که چرا در زمان حیات مشکاتیان به تعریف از او نپرداختم ،باز هم دلم آرام نمی گیرد و به خاطر اعتقاد راسخ به اینکه تنها راه شاد کردن روح یک متوفی ذکر خوبی ها ونکات مثبت وجود اوست.به ستایش از هنر مشکاتیان می پردازم از خصوصیات اخلاقی وفردی مرحوم مشکاتیان اطلاعی ندارم . انشاالله ایشان واجد جمیع صفات و خلقیات مثبت و سازنده بوده اند وافرادی که با ایشان تماس نزدیک داشته اند این مسئله را تایید خواهند نمود.آشنایی من با ایشان فقط از راه شنیدن آثار هنری ایشان وحضور در بعضی کنسرت های او و نواختن بعضی ار آثار ایشان با ساز سنتور بوده است.به عنوان یکی از عوام الناس که آشنایی مختصری با مقوله موسیقی ایران دارد و گاهی اوقات به این مقوله می اندیشد مسائلی در خصوص فعالیت هنری مرحوم مشکاتیان به ذهنم می رسد که شاید ذکر آنها خالی از لطف نباشد . مرحوم پرویز مشکاتیان در طول دوران حیات خود فعالیت های متنوعی را در زمینه موسیقی اصیل ایرانی انجام داد،از جمله نواختن سازهای سنتور و سه تار ،نوشتن کتابهای آموزش برای ساز،آهنگسازی و تنظیم گروه ،ارایه آاثار هنری متعدد به صورت کاست و... برگزاری کنسرت های متعدد ، آموزش هنرجویان و... از نظر اینجانب دو نکته برجسته در فعالیت هنری مشکاتیان وجود دارد که باعث تمایز عمده بین او و سایر همکارانش میشود:اول اینکه مشکاتیان نوازنده ای چیره دست و مسلط با سبک منحصر به فرد خود بود و مضرابهای خاصی را می نواخت که ویژه خود او بود.شیوه سهل وممتنع سنتور نوازی او به گونه ای بود که در عین حال بر خورداری از تکنیک بسیار بالا و نواختن مضراب های پیچیده و دشوار که برای شنوندگان حرفه ای جالب بودند ،افراد معمولی را نیز به گونه ای جذب می کرد که به قول معروف عارف و عامی از شنیدن صدای ساز او لذت وافر می بردند و مسحور تکنیک و احساس عمیق او می شدند.نوازندگانی که آثار او را اجرا کرده باشند می دانند که او در چهار مضراب ها و قطعات ضربی خود چه مضرابهای دشوار را با تسلط تمام و به نرمی به گونه ای اجرا می کرد که شنونده را مجذوب خود می ساخت به عبارتی می توان گفت نوآوری های خاص او در نواختن ساز سنتور ،شیوه سنتور نوازی را به میزان قابل توجهی ارتقا داده است.دوم اینکه مشکاتیان در خلق کردن و پروردن نغمات خصوصا در قطعات ریتمیک فاقد کلام مثل مقدمه ها ،قطعات ضربی و چهار مضرابها واقعا بی همتا بود . او چنان ملودی های معمول ونغمه های گوشه های مختلف را به کار می گرفت و آنها را می پروراند که آهنگهای بسیار محکم و قوی می ساخت وگاهی اوقات با ریتمهای غیر معمول به گونه ای می آمیخت که آثار بدیع و زیبایی خلق می شد که برای همیشه در عرصه موسیقی اصیل ایران جاودانه خواهند ماند . البته این مطلب بدین معنی نیست که تصانیف و قطعات با کلام ساخته او اهمیت کمتری داشته باشند و تصانیفی را مانند تصنیف «در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی»خلق کرده که از هر نظر جز آثار بی بدیل موسیقی ایران بوده و خواهند بود.در مجموع تصور می کنم با در گذشت پرویز مشکاتیان موسیقی اصیل ایران یکی از با سلیقه ترین آهنگسازان تاریخ خود را از دست داد و این ضایعه ایست که هرگز جبران نخواهد شد. او به حق «شاعر نغمه ها» بود.نغمه ها را به زیبای می سرود و با دمیدن دم مسیحایی خود آنها را جاودانه و نامیرا می نمود با خلق چنین آثاری ،او خود جاودانه شده و نام نیکوی او برای همیشه در آسمان موسیقی ایران همچون ستاره ای خواهد درخشید. روحش شاد دکتر احمد شهیدزاده ماهانی + نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت
11:1 |
مسیح افقه فرامرز پایور یگانه معلمی بود که دامنه وسعت اموزشی ان به مرز بندی موسیقی ختم نمی شد. بلکه این گستره به پهنای انسانیت وسعت داشت. در حقیقت مکتبی را که او در موسیقی ما ایجاد نمود واجد تمامی عناصری بود که قادر است در تمامی نسل های اینده ماندگاری را تجربه کند. فی الواقع بخشی از این خواص را می توان در صفات موسیقایی این مکتب جستجو نمود. بخش دیگر ان در تفکرات انسانی است که مسیر تعامل ان را با مخاطبان میسر می سازد. این صفات انچنان بارزند که حتی بسیاری از افرادی که توفیق ملاقات حضوری با استاد را نیز نداشتند با ان اشنایی پیدا کرده بودند. پایبندی پایور به این منش یکی از مهمترین ارکان مکتب او خصوصا در حیطه اموزش محسوب می شود. این اصول شامل وقت شناسی- نظم و ترتیب- مسئولیت پذیری- رعایت احترام و ادب خصوصا در اجتماعات فرهنگی و مراعات سلامت هستند که وی ان ها را از ضروریات زندگی یک هنرمند می دانست و همواره بر ان تاکید نموده است. در مورد برخی از این اصول پیشاپیش مطالبی در حدود اشاراتی نگاشته شده است. اعتقاد صاحب این قلم بر ان است که کالبد شکافی این اصول یکی از راه های مکتب شناسی فرامرز پایور است. شاید بتوان گفت که پرونده تحلیلی اصول یاد شده همواره مفتوح است چرا که این اصول به طرقی ریشه در فرهنگ گذشته موسیقی کشور ما دارد. برخی از ان ها نیز محصول تاثیر پذیری پایور از تفکر وزیری است. در هر صورت مبانی اینگونه تفکرات که به نحو بسیار حیرت انگیزی به منش موسیقایی این مکتب در امیخته٬ در حقیقت امیزه ا یی ا ست که ماندگاری مکتب پایور را سبب می گردد که به موازات صفات موسیقایی ان٬ ارزشمندی مکتب وی را چندین برابر کرده است. در این مجال هر چند اندک٬ سعی شده که تا حد امکان کالبد شکافی این اصول مد نظر قرار گیرد تا اهمیت اثر فرامرز پایور خصوصا در بنیان های اموزشی موسیقی اشکارتر گردد. همین جا باید اشاره نمود که در سطوح پژوهش های دانشگاهی پایان نامه هایی در حال انجام است تا از دیدگاه های مختلف به پردازش اطلاعات موجود در رخداد اموزشی مکتب فرامرز پایور بپردازد. نباید فراموش کرد که انچه پایور به عنوان مکتب ایجاد نمود یک اکادمی همه جانبه در حوزه هنر و فرهنگ بوده است که در زمان حیات وی به باروری دست یافته بود. استاد پایور در سیاق رفتاری خود همواره وقت شناسی که از اصول برنامه ریزی است را بکار گرفته بوده است. بخشی از نتیجه این روش٬ انتشاراثار نگارشی است که چه در زمینه کتابت و چه در حیطه اثار صوتی متعدد بوده که می توان بخوبی ان ها را مشاهده نمود. فرامرز پایور در تمامی زمینه های فعالیت های خود از چنین اصلی استفاده نموده است. مراعات این اصل سبب شده است که بطور کلی که پایور هیچ وقت بیهوده ایی نداشته باشد. انجام این اصل در بخش اموزشی مکتب اوباعث ایجاد یک فضای اموزشی هدفمند شده است٬ پر بیراه نیست که بتوان استنباط کرد که استاد در مقوله اموزش به سان خلق اثار خود نگریسته است. برای وی اموزش یک مقوله کاملا جدی است و نظم را در فرایند اموزش به عنوان رکن نگاه کرده است. التزام به نظم در مکتب اموزشی استادپایور واقعیتی است که هم استاد و هم شاگرد ملزم به انجام ان بوده اند. این رخداد را در دو بخش عمده می توان مورد بررسی قرار داد: 1- نظم و ترتیب در مراعات سیلابس اموزشی همین مکتب 2- اجرای منظم سیلابس اموزشی بعلاوه باید اذان داشت پایور در انجام سنجش و اندازه گیری اموزشی از همین نظم تابعیت کرده است و همین امر سبب شده که استاد فرامرز پایور را به عنوان استادی بی نظیر درحوزه اموزش موسیقی مطرح کند. القای وقت شناسی و نظم اموزشی با نگرش پایورگونه دو مقوله ممزوج هستند.نکته بسیار قابل تامل در این دو ان است که هر دو اصل یاد شده از مبانی گزینش لحظه به لحظه شاگردان او در ان مکتبند. مسئولیت پذیری فرامرزپایور یکی از مهمترین صفات او در موسیقی است. به عقیده نگارنده این کیفیت در سیر وسلوک استاد فراتر از مرزهای رایج است. او خود را در مقابل موسیقی مسئول می داند حتی در سال های کسالت نیز از این مقوله فاصله نگرفت. پایور در تمام سال های فعالیت خود در قلمرو موسیقی ایران این سلوک را نشان داده است.گستره این رفتار در حوزه اموزش یکی از امتیازات وی می باشد. در این مکتب استاد از تمامی زوایای تاثیر گذار بر روند اموزشی شاگرد اگاهی دارد و عواملی را که ایجاد کننده نارسایی در اموزش هستند با راهکار های موثر از میان راه فراگیری بر می دارد. قطع یقین هریک از شاگردان مستقیم استاد خاطراتی از مسئولیت پذیری بی حد و مرز وی ثبت شده دارند که گواهی معتبری است بر این تجزیه تحلیل اموزشی. یکی دیگر از مهمترین وجوه این اصل در واقع توجه پایور به فرایند های موسیقایی خارج از تهران است.او همیشه حاضر در حل معضلات موسیقی در همه جای ایران است.شخصا به بسیاری از نقاط کشور مسافرت می کند تا تجربیاتش را در اختیار فعالان موسیقی کشور قرار دهد.باید به این نکته توجه داشت که بدون انجام این کار نیز هیچ چیزی از اعتبار او کاسته نمی شود وپایور کماکان پایور است. ولی او حضور دارد تا موسیقی سالم در بهترین شکلش در همه ایران جاری باشد. او عاشق موسیقی است و متعهد به ان ٬مسئولیت او در مقابل موسیقی ایجاب می کند که از تمام وقایع این پهنه اگاهی داشته باشد. این نوع مسئولیت پذیری از طرف هیچ دستگاه دولتی یا غیر دولتی از وی توقع نشده است ولی او با میل و رغبت به انجام این مهم اهتمام ورزید که می توان در حیطه اموزش انرا یک رخداد بی سابقه تلقی کرد. این فرایند حتی در جهت اگاه سازی اقشار نه چندان مرتبط با موسیقی نیز انجام شده است که نگارنده بار ها شاهد ان بوده و حتی از گفته های استاد ضبط شده هایی موجود است که در فرصت های اتی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. تاکید ات استاد در زمینه رعایت ادب و احترام نیازی به هیچگونه باز شتاسی ندارد. پیرامون این اصل در تعامل های پایور پیشتر هم در نقل قول های شفاهی از همکاران و شاگردان او ذکر شده وهم توسط برخی نوشته شده است. اما در این مورد توضیح مختصری که شخصا شاهد ان بودم را ضروری می دانم و ان این است که زمانی پیرامون کار یکی از استادان متاخر بحثی بود و ایشان فرمودند کار هر کس را باید با کار های زمان خود مقایسه نمود و از ارزیابی های افراد غیر هم زمان اجتناب کرد. این برخورد اکادمیک ترین برخورد اخلاقی وعلمی در مراعات کار گذشتگان است فی الواقع او نگاهبان حریم پیشکسوتان است. او از نوادری است که نسبت به خواص جامعه شناسی محیط خود اگاه است و نا هنجاری های انرا می شناسد و در رفع ان با علمی ترین روش کوشا ست. در مکتب اوست که گذشتگان با در نظر گرفتن واقعیات فنی همواره محترمند. در انتقال این اصل به شاگردان خود از هیچ کوششی فرو گذاری نکرده است و با وجودی که از بسیاری از نسل های پیش از خود اثر گذارتر بوده با خضوع تمام از کیان نسل های قبل موسیقی ایران تجلیل کرده. بنابراین حریم پایور در عین استقبال از تمامی نواوری های مبتنی بر اندیشه یک سنگر قابل اعتنا برای تمامی پیشکسوتان عرصه موسیقی ایران است. واژه سلامت در قاموس فرهنگ پایور دارای طیف وسیعی است٬وگستردگی ان از بحث محتوی موسیقی تا سلامت جسمانی را شامل می گردد. از تاکیدات مهم وگویش های این مکتب٬ سلامت در تمامی پهنه یاد شده است. استاد پایور بارها در بیان٬ ذکر دراصرار اغراق امیز حفظ سلامت و عادات موسیقدان ها خصوصا به شاگردانش داشته است. نکته قابل توجه ان است که ارزش گذاری فرامرز پایور در تفکر گزینشی شاگردانش کاملا هم ارزش با دیگر اصولی است که در سطور پیشین از ان یاد شد. بنابر این یکی از بارزترین نشانه های شخصیتی مکتب پایور مراعات همین اصل است. این اصل هم یکی از تجربیات جامعه شناسی استاد بوده که وی همواره بدان توجه کرده است. تحلیل این رویه دلیلی بر این نگرشی است که پیشتر در همین نوشتار اشاره شد.بدان معنی که ارزشمندی اموزش و تمامی فرایندهای مربوط به ان با دیگر فعالیت های موسیقایی پایور تفاوتی ندارد. او همانند یک پدر به اینده موسیقایی شاگردان مستقیم و غیر مستقیم خود اندیشیده است تا حفظ و بقا ان ها در جامعه بی دغدغه صورت گیرد. او بقا موسیقدانان موجه را با بقا موسیقی مترادف می داند به همین جهت تاکید وی بر اصل سلامت جزئی از ملاک های شخصیت هنری است. عناصر دیگری نیز در این مکتب وجود دارند که در تحکیم هر چه بیشتر ان نقشی فعال داشته و همواره رشته اتصالی میان گذشته وحال هستند. انچه که در رشته پژوهش های انجام شده وجود دارد که مبتنی بر شنیدار اثار ضبط شده و اظهار نظر برخی از صاحب نظران نظیر اقای بیژن عارفی( استاد سازنده سنتور) که از نقطه نظر سبک شناسی قابل تامل است٬ می توان اشاره ای جدی داشت که مکتب نوازندگی استاد پایور ارتباط بسیار محکمی با شیوه گذشتگان سنتور دارد که در حد بی نهایت ان به تعالی رسیده است. جامعیت این مکتب در حدی است که تکنیک نوازندگی و محتوی سنتور هم به جهت شنیدار و هم در بحث اموزش راجذاب نموده است. شاید یکی از دلایل بسیار مهم در طیف گستردگی مخاطبان این ساز در نظر گرفتن تمهیداتی اینچنین عالمانه بود. دانش وسیع او در زمینه موسیقی گذ شته (ردیف موسیقی ایران و اثار ساخته شده موسیقدانان پیشین) ذوق ونبوغ خارق العاده وی در ساخت و اجرای قطعات بدون شک از عناصری هستند که در استحکام مکتب او دخالت دارند. این اثر گذاری را در بسیاری بخش های جامعه سنتور نوازی ایران می توان دریافت٬ که به نوعی مبین دامنه تاثیر گذاری پایور می باشد. ساختار منطقی جمله بندی موزیکالیته در اثار فرامرز پایور از همان نوع جذبه ایی است که سبب شد جمعیت علاقمند به سنتور چندین برابر گردد. در حقیقت خود استاد به این واقعیت اشراف داشت نگارنده بارها در این باب مستقیما از کلام ایشان در این مورد شنیده ام . در نهایت باید موکدا اظهار نظر کرد که مختصات مکتب فرمرز پایور خارج از جنبه های فنی ان که در مجالی دیگر بدان خواهیم پرداخت از دیدگاه روانشناسی و جامعه شناسی مکتبی است که به حفظ اعتبارات موسیقی وموسیقیدان نگاه اندشمندانه ایی داشته است. اصول یاد شده را ضامن بقا و درخشش موسیقیدان میداند و برای شخصیت فردی و هنری موسیقیدان حسابی دیگر باز می کند. پایور با نگاه ژرف به پیشینه جامعه شناسی موسیقی کشور ما نا هنجاری های ان ها را شناخته و اموزه های وی در جهت کسب احترام برای موسیقدانان است. این در حالی است که خود شخصا دارای احترام ویژه ایی در جامعه خود است اما از انجایئکه دارای بینشی به وسعت تاریخ هنر و فرهنگ از نظر زمان و گستره ایی در حد ایران دارد٬ این اعتبار را برای همه دست اندرکاران موسیقی می خواهد. مجموعه این صفات است که همانطور که در ابتدای این مطلب اشاره شد مکتب استاد فرامرز پایور در قلمرو انسانیت برتر از اصل موسیقی معرفی گردید. اصرار و پایمردی مکتب پایور مستدام باد + نوشته شده توسط عقیلی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت
10:59 |
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
آری... و اینچنین بود پایان غم انگیز جادوگر سنتور ایران استاد پرویز مشکاتیان .! کاش خداوند این نعمت لایتناهی موسیقی ناب و اصیل ایران را از ما دریغ نمی کرد. کاش فرزندان ما نیز میتوانستند ازاین تک ستاره ی خوش سلیقه بهره ها برند. به خدای هنر سوگند که سنتور تا نسلهای متمادی وام دار این مرد فرهیخته خواهد بود . گویی در هر دستگاه و هر گوشه ای از موسیقی ایرانی که وارد میشده با اجرای قطعاتی آنرا به مفهوم واقعی به اتمام می رسانده و دیگر شنونده انگار در آن دستگاه کاملا ارضا میشده و دیگر قطعات دیگری را نیازی نمیدیده که بشنود . شاهکار آستان جانان که ۹۰ دقیقه را با سرانداز و سرو ناز شروع کرد و با آن تصنیف فرا زمینی "شیدایی" به پایان رساند دستان و دخترک ژولیده اش مزده ی بهار و خزانش لاله ی بهار و شور انگیزش قاصدک و تصنیف خیالیش .... حال ما که افتخار درک او را در زمان خود داشتیم از خود بپرسیم تا به حال چند قطعه ی او را توانستیم بیاموزیم و اجرا کنیم . بر ماست که هنر نوازندگی او را پاس داشته و یادش را با ادامه ی راهش گرامی بداریم . بیست و نهم مهر=پنجم سپندارمزد مصطفی عقیلی
+ نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت
14:13 |
+ نوشته شده توسط عقیلی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت
14:5 |
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت
13:4 |
با درود فراوان ما براي حذف نام خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارت نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم روي لينک زير کليک کرده و براي حذف نام خليج عربي آنرا امضا نماييد. کار سختي نيست اين پيام را براي تمامي دوستانتان ارسال نماييد + نوشته شده توسط عقیلی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت
12:50 |
سنتوری(قسمت اول) کارگردان:داریوش مهرجویی + نوشته شده توسط عقیلی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت
13:29 |
«رقص چوپی» از استاد ابوالحسن صبا ابوالحسن صبا این قطعه را بر اساس ملودی نوعی رقص محلی در آواز افشاری ساخته است که حالتی رنگ گونه دارد. در این قسمت
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:41 |
فرامرز پایور تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۲۸ شروع نموده و نزد ابوالحسن صبا ، استاد موسیقی ایرانی به فرا گرفتن سنتور اشتغال ورزیده و پس از ده سال تحصیل مداوم یک دوره کامل از ردیف موسیقی ایرانی را که توسط استاد صبا برای سنتور تنظیم شده بود فراگرفت و موفق به دریافت تقدیر نامه یی از طرف استاد شد. مهارت او در این ساز به جایی رسید که استاد صبا از او خواست که به اتفاق قطعاتی نواخته و روی نوار ضبط نمایند که اکنون چند نمونه از آنها در آرشیو رادیو موجود می باشد. پایور فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۳ در وزارت فرهنگ و هنر که در آن موقع اداره کل هنرهای زیبا نامیده می شد شروع نمود و از همان وقت تا به امروز برنامه هایی از موسیقی اصیل ایرانی تهیه نموده و در کنسرتها و همچنین در رادیو و تلویزیون اجرا می نمود. اکنون نیز فعالیت او منحصراً در زمینه موسیقی ملی است زیرا پایور علاوه بر دوره هایی که نزد استاد صبا آموخت یک دوره از ردیف قدیم و همچنین کلیه تصانیف قدیم را که متعلق به شیدا ، عارف ، سماع حضور ( پدر حبیب سماعی ) و ظهیرالدوله و سایر استاید قدیمی بودند نزد آقای عبدالله دوامی استاد آواز فرا گرفت و به خط نت درآورد و آقای دوامی طی تقدیرنامه یی که برای او نوشته ، صحت و اصالت نوشته او را نیز تایید نموده اند. علاوه بر آن پایور یک دوره ردیف آقامیرزا عبدالله را که به نام کتاب موسیقی ایران نامیده می شود نزد استاد صبا فراگرفت و ضمناً کلیه آثار رکن الدین مختاری و آثار درویش خان را جمع آوری و به خط نت درآورده است. فرامرز پایور از سال ۱۳۳۷ به تدریس سنتور در هنرستان عالی موسیقی ملی اشتغال داشته است. در سال ۱۳۴۱ از طرف وزارت فرهنگ و هنر برای مدت سه سال به انگلستان اعزام شد ، در آنجا زبان انگلیسی خود را تکمیل نموده و موفق به دریافت دیپلم در رشته تخصصی زبان از دانشگاه کمبریج گردید. ضمناً در رشته موسیقی نیز از آکادمی سلطنتی موسیقی لندن مدارک قابل توجهی کسب نمود و در عین حال برای شناساندن موسیقی ایرانی از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او دعوت شد که کنفرانس هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد که کلیه آنها با موفقیت انجام شد و از طرف دانشگاههای مزبور به دریافت جوایزی نایل گردید. علاوه بر آن فرامرز پایور در طی دوران فعالیت هنری خود ، به اغلب کشورهای جهان برای اجرای کنسرت و شناساندن موسیقی ملی ایران و تهیه صفحه مسافرت نموده است به طور کلی در هر کجا که فعالیتی در زمینه موسیقی ایرانی انجام می گرفت، پایور همیشه پیش قدم بوده و وجود او برای نشان دادن موسیقی اصیل ایرانی برای موسسات پخش غیر قابل اجتناب و انکار بوده است. وی در سال ۱۳۵۳ همکاری مداوم خود را با سازمان رادیو تلویزیون شروع کرده و آثار خود و متقدمین را به معرض اجرا و پخش درآورد. سعی و کوشش پایور همیشه بر این استوار بوده که آثار موسیقی دانان متقدم ایران را که به دست فراموشی سپرده شده بود ، به شنوندگان معرفی کند و با کمک اساتید دیگر موسیقی سازی و آوازی و همچنین با گروه کوچکی که از نوازندگان سازهای ملی ، آنچه که قبلاً از اساتید خود فراگرفته به موقع اجرا گذارد. ذوق سرشار و استعداد ذاتی او در تنظیم و ارائه موسیقی اصیل ایرانی و همچنین تکنیک و تبحر او در نواختن ساز سنتور موجب شده است که روز به روز به علاقه مندان موسیقی اصیل ایرانی اضافه شود و با جرات می توان پایور را یکی از بزرگان موسیقی اصیل و ملی ایران دانست و به واسطه همین دانش و آگاهی و زحماتی که او برای حفظ و اشاعه آن متحمل گشته از طرف استاد صبا موفق به دریافت تقدیرنامه گشت.
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:39 |
چهارمضرابی از آلبوم لحظه دیدار از ساخته های استاد مشکاتیان : از اینجا دانلود کنید
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:33 |
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:31 |
رنگ ناز (چهارگاه)، ساخته فرامرز پایور زرد ملیجه (دشتی)، ساخته زنده یاد ابوالحسن صبا + نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:25 |
دونوازی استادان فرامرز پایور (سنتور) و محمد اسماعیلی (تمبک) در آواز بیات اصفهان
دونوازی استادان فرامرز پایور (سنتور) و محمد اسماعیلی (تمبک) در دستگاههای شور + دستگاه همایون + نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:23 |
قطعه پوپک با سنتور استاد پایور + نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:21 |
قطعه پژواک با سنتور فرامرز پایور و ضرب محمد اسماعیلی
+ نوشته شده توسط عقیلی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت
15:18 |
چهارمضراب شور - سنتور استاد فرامرز پایور و تمبک استاد محمد اسماعیلی اجرا شده است. پایه این چهارمضراب در اصل متعلق به حبیب سماعی است ولی ملودیهای آن از استاد پایور است. این قطعه بسیار سریع و با تکنیک انجام شده است . به چابکی دستها و فرم نشستن استاد در پشت ساز کاملا دقت کنید. + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت
16:29 |
فستیوال جهانی سنتور در کاخ نیاوران رنگ همایون با اجرای استاد محمد اسماعیلی و استاد سعید ثابت توضیح: از ایران در این فستیوال جهانی، استاد اسماعیلی و استاد ثابت (به عنوان نمایندگان سبک استاد فرامرز پایور) و استاد مجید کیانی شرکت داشتند. اساتید دیگری نیز از ایران برای اجرا دعوت شده بودند که بنا به دلایلی از حضور در این فستیوال امتناع ورزیدند. + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت
12:36 |
**دستگاه نوا ** تکنوازی سنتور - علیرضا گرانفر برداشت از آلبوم راه و ماه + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت
10:35 |
اردوان کامکار(تصویری) شور(قطعاتی از آلبوم ماهی برای سال نو) + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت
10:27 |
این قطعه زیبا توسط نوازنده سنتور گروه سرمد به سرپرستی علی قمصری نواخته شده .متاسفانه نام اثر و نوازنده را نمیدانم امید وارم به بزرگواری خودتان ببخشید .
+ نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت
14:8 |
تصنیف هزاردستان به چمن در چهارگاه از تصانیف قدیمی است .
سازنده امیر جاهد و خواننده قمر می باشد. این اجرای آقای شجریان است که اگر اجرای اصلی را پیدا کنم حتما در اختیار دوستان قرار می دهم. + نوشته شده توسط عقیلی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت
10:3 |
|
|